Saturday, January 03, 2009
ترکش های غزه
ترکش خشونت های غزه ایرانیان را بی نصیب نکرد . روزنامه کارگزاران به بهانه انتشار یک اعلامیه درباره آن حوادث توقیف شد و دهها تظاهرات کننده هوادار خشونت به منزل شیرین عبادی یورش برده و او را حامی اسرائیل خواندند .
در این گیر و دار و داد و بیداد رسانه ملی ! در باب غزه ، معلمان از پا افتاده شبی را در بازداشت بسر بردند تا دیگر نگویند چه می خواهند . جرمشان اجرای یک قانون بود که تصویب شده ! قانون خدمات کشوری .
هیچ انسانی خشونت و نابودی انسان ها ( کودک ، زن و ... ) را تأیید نمی کند و غزه نیز مستثنی نیست اما چرا ما باید تاوان نتیجه عمل دیگران را بدوش بکشیم ؟! تنها همین کم بود که روزنامه نگاران با شرف کشور را که در حداقل معیشت بسر می برند برای دیگرانی که سوابقشان در جنگ 8 ساله برای همه عیان است سلاخی کرد !
این چگونه خطوط قرمز تعریف نشده ای است که فراتر از مرزها کشیده شده و برای ما به برمودایی بس ویرانگر بدل شده است ؟ آیا دوران جدیدی از فشار را تجربه می کنیم ؟ آیا باز باید در انتظار خرج میلیون ها دلاری بود که پوستر فلان رهبر آنسوی مرزها را سر هر کوی و برزنی ببینیم در حالی که بسیاری از مدارس کشور برای گرمای زمستان کلاس ها از بخاری مناسب محرومند ؟
یا هنوز صف های طویل جایگاههای گاز را نظاره باشیم که هزاران مسافرکش شرافتمند برای تأمین حداقل معاش ساعت ها وقتشان تلف شود ؟ اگر اقتدارگرایان حداکثر دلسوزی را برای دیگران صرف می کنند کاش صرف میلیونها جوان مستعدی شود که راهی فرنگ می شوند و براحت استعدادهایشان را هدیه می کنند .
تنها مطالعه همین چند روزنامه باقیمانده و احتمالا بی خطر و وابسته نشان می دهد چه کلنگ ویرانگری برای ایران به زمین زده شده که حساب ندارد! تنها بودجه سال آینده با قیمت نفت احساسی ! کافی است بدانیم چه سال شومی را در انتظار داریم . شاید بهترین گزینه برای برون رفت از ندانمکاری های دولتمردان همین فرافکنی و شعار در پشت تریبون هایی است که دیگر تنها صدای دهل شنیدنش بگوش می رسد .
ادامه مطلب
موضوع : سیاسی | |


